نامه های نهج البلاغه حضرت علی علی السلام
به ابوموسي اشعري

برای مشاهده متن و ترجمه نامه های نهج البلاغه


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


‿︵❀❀❀❀❀❀‿‿︵



ومن کتاب له عليه السلام
إلي أبي موسي الاشعري وهو عامله علي الکوفة، وقد بلغه عنه تثبيطُه الناسَ عن الخروج إليه لمّا ندبهم لحرب أصحاب الجمل.
مِنْ عَبْدِاللهِ عَلِيٍّ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ إِلَي عَبْدِاللهِ بْنِ قَيْس. أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِي عَنْکَ قَوْلٌ هُوَ لَکَ وَعَلَيْکَ، فإِذَا قَدِمَ عَلَيْکَ رَسُولِي عَلَيْکَ فارْفَعْ ذَيْلَکَ، واشْدُدْ مِئْزَرَکَ، واخْرُجْ مِنْ جُحْرِکَ، وَانْدُبْ مَنْ مَعَکَ، فَإِنْ حَقَّقْتَ فَانْفُذْ، وَإِنْ تَفَشَّلْتَ فَابْعُدْ! وَايْمُ اللهِ لَتُؤْتَيَنَّ حَيْثُ أَنْتَ، وَلاَ تُتْرَکُ حَتَّي يُخْلَطَ زُبْدُکَ بِخَاثِرِکَ، وَذَائِبُکَ بِجَامِدِکَ، وَحَتَّي تُعْجَلَ عَنْ قِعْدَتِکَ، وَتَحْذَرَ مِنْ أَمَامِکَ کَحَذَرِکَ مِنْ خَلْفِکَ، وَمَا هِيَ بِالْهُوَيْنَي الَّتِي تَرْجُو، وَلکِنَّهَا الدَّاهِيةُ الْکُبْرَي، يُرْکَبُ جَمَلُهَا، وَيُذلَّلُّ صَعْبُهَا، وَيُسَهَّلُ جَبَلُهَا. فَاعْقِلْ عَقْلَکَ، وَامْلِکْ أَمْرَکَ، وَخُذْ نَصِيبَکَ وَحَظَّکَ، فَإِنْ کَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَي غَيْرِ رَحْبٍ وَلاَ فِي نَجَاةٍ، فَبِالْحَرِيِّ لَتُکْفَيَنَّ وَأَنْتَ نَائِمُ، حَتَّي لاَ يُقَالَ: أَيْنَ فُلاَنٌ؟ وَاللهِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مَعَ مُحِقٍّ، وَمَا أُبَالِي مَا صَنَعَ الْمُلْحِدُونَ، وَالسَّلاَمُ.
بازداشتن ابوموسي از فتنه‌انگيزي از بنده خدا علي امير مومنان به عبدالله بن قيس (ابوموسي اشعري) پس از ستايش پروردگار و درود! سخني از تو به من رسيد که هم به سود، و هم به زيان تو است، چون فرستاده من پيش تو آيد، دامن همت کمر زن، کمرت را براي جنگ محکم ببند، و از سوراخ بيرون آي، و مردم را براي جنگ بسيج کن، اگر حق را در من ديدي بپذير، و اگر دودل ماندي کناره‌گير، به خدا سوگند هر جا که باشي تو را بياورند و بحال خويش رها نکنند، تا گوشت و استخوان و تر و خشکت درهم ريزد، و در کنار زدنت از حکومت شتاب کنند، چنانکه از پيش روي خود همانگونه بترسي که از پشت سرت هراسناکي. حوادث جاري کشور آنچنان آسان نيست که تو فکر مي‌کني، بلکه حادثه بسيار بزرگي است که بايد بر مرکبش سوار شد، و سختي‌هاي آن را هموار کرد، و پيمودن راه‌هاي سخت و کوهستاني آن را آسان نمود، پس فکرت را بکار گير، و مالک کار خويش باش، و سهم و بهره‌ات را بردار، اگر همراهي با ما را خوش نداري کناره گير، بي آنکه مورد ستايش قرارگيري يا رستگار شوي، که سزاوار است تو در خواب باشي و ديگران مسووليتهاي تو را برآورند، و از تو نپرسند که کجا هستي؟ و به کجا رفته‌اي؟ به خدا س وگند! اين راه حق است و به دست مرد حق انجام مي‌گيرد، و باکي ندارم که خداشناسان چه مي‌کنند؟ با درود.