نامه های نهج البلاغه حضرت علی علی السلام
درباره جنگ صفين

برای مشاهده متن و ترجمه نامه های نهج البلاغه


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


‿︵❀❀❀❀❀❀‿‿︵



ومن کتاب له عليه السلام
إلي أهل الامصار، يقتصّ فيه ما جري بينه وبين أهل صفين
وَکَانَ بَدْءُ أَمْرِنَا أَنَّا الْتَقَيْنَا وَالْقَوْمُ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ، وَالظَّاهِرُ أَنَّ رَبَّنَا وَاحِدٌ، وَنَبِيَّنَا وَاحِدٌ، وَدَعْوَتَنَا فِي الْإِِسْلاَمِ وَاحِدَةٌ، لاَ نَسْتَزِيدُهُمْ فِي الْإِيمَانِ باللهِ وَالتَّصْدِيقِ بِرَسُولِهِ، وَلاَ يَسْتَزِيدُونَنَا: الْأَمْرُ وَاحِدٌ، إِلاَّ مَا اخْتَلَفْنَا فِيهِ مِنْ دَمِ عُثْمانَ، وَنَحْنُ مِنْهُ بَرَاءٌ! فَقُلْنَا: تَعَالَوْا نُدَاوِ مَا لاَ يُدْرَکُ الْيَوْمَ بِإِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَتَسْکِينِ الْعَامَّةِ، حَتَّي يَشْتَدَّ الْأَمْرُ وَيَسْتَجْمِعَ، فَنَقْوَي عَلَي وَضْعِ الْحَقِّ مَوَاضِعَهُ. فَقَالُوا: بَلْ نُدَاوِيهِ بِالْمُکَابَرَةِ ! فَأَبَوْا حَتَّي جَنَحَتِ الْحَرْبُ وَرَکَدَتْ، وَوَقَدَتْ نِيرَانُهَا وَحَمِشَتْ. فَلَمَّا ضَرَّسَتْنَا وَإِيَّاهُمْ، وَوَضَعَتْ مَخَالِبَهَا فِينَا وَفِيهِمْ، أَجَابُوا عِنْدَ ذلِکَ إِلَي الَّذي دَعَوْنَاهُمْ إِلَيْهِ، فَأَجَبْنَاهُمْ إِلَي مَا دَعَوْا، وَسَارَعْنَاهُمْ إِلَي مَا طَلَبُوا، حَتَّي اسْتَبَانَتْ عَلَيْهِمُ الْحُجَّةُ، وَانْق َطَعَتْ مِنْهُمُ الْمَعْذِرَةُ. فَمَنْ تَمَّ عَلَي ذلِکَ مِنْهُمْ فَهُوَ الَّذِي أَنْقَذَهُ اللهُ مِنَ الْهَلَکَةِ، وَمَنْ لَجَّ وَتَمَادَي فَهُوَ الرَّاکِسُ الَّذِي رَانَ اللهُ عَلَي قَلْبِهِ، وَصَارَتْ دَائِرَةُ السَّوْءِ عَلَي رَأْسِهِ.
افشاي حوادث جنگ صفين آغاز کار چنين بود ما با مردم شام ديدار کرديم، که در ظاهر پروردگار ما يکي، و پيامبر ما يکي، و دعوت ما در اسلام يکي بود، و در ايمان به خدا و تصديق کردن پيامبرش، هيچ کدام از ما بر ديگري برتري نداشتيم، و با هم وحدت داشتيم جز در خون عثمان که ما از آن برکناريم، پس به آنان گفتيم: بياييد با خاموش ساختن آتش جنگ، و آرام کردن مردم، به چاره‌جويي و درمان بپردازيم، تا کار مسلمانان استوار شود، و به وحدت برسند، و ما براي اجراي عدالت نيرومند شويم، اما شاميان پاسخ دادند: (چاره‌اي جز جنگ نداريم.) پس سر باز زدند، و جنگ درگرفت، و تداوم يافت، و آتش آن زبانه کشيد. پس آنگاه که دندان جنگ در ما و آنان فرو رفت، و چنگال آن سخت کارگر افتاد، به دعوت ما گردن نهادند، و بر آنچه آنان را خوانديم، پاسخ دادند. ما هم به درخواست آنان پاسخ داديم، و آنچه را خواستند زود پذيرفتيم، تا حجت را بر آنان تمام کنيم، و راه عذرخواهي را ببنديم. آنگاه آنکه بر پيمان خود استوار ماند، از هلاکت نجات يافت، و آن کس که در لجاجت خود پا فشرد، خدا پرده ناآگاهي بر جان او کشيد، و بلاي تيره‌روزي گرد سرش گردانيد.