نامه های نهج البلاغه حضرت علی علی السلام
به محمد بن ابوبکر

برای مشاهده متن و ترجمه نامه های نهج البلاغه


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


‿︵❀❀❀❀❀❀‿‿︵



ومن عهد له عليه السلام
إلي محمد بن أبي بکر - رضي الله عنه - حين قلّده مصر:
فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَکَ، وَأَلِنْ لَهُمْ جَانِبَکَ، وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ، وَآسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَالنَّظْرَةِ، حَتَّي لاَ يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِکَ لَهُمْ، وَلاَ يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِکَ عَلَيْهِمْ. فَإنَّ اللهَ تَعَالَي يُسَائِلُکُمْ مَعْشَرَ عِبَادِهِ عَنِ الصَّغِيرَةِ مِنْ أَعْمَالِکُمْ وَالْکَبِيرَةِ، وَالظَّاهِرَةِ وَالْمَسْتُورَةِ، فَإِنْ يُعَذِّبْ فَأَنْتُمْ أَظْلَمُ، وَإِنْ يَعْفُ فَهُوَ أَکْرَمُ. وَاعْلَمُوا عِبَادَ اللهِ، أَنَّ الْمُتَّقِينَ ذَهَبُوا بِعَاجِلِ الدُّنْيَا وَآجِلِ الْآخِرَةِ، فَشَارَکُوا أَهْلَ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ، وَلَمْ يُشَارِکُو أَهْلُ الدُّنْيَا فِي آخِرَتِهِمْ; سَکَنُوا الدُّنْيَا بَأَفْضَلِ مَا سُکِنَتْ، وَأَکَلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا أُکِلَتْ، فَحَظُوا مِنَ الدُّنْيَا بِمَا حَظِيَ بِهِ الْمُتْرَفُونَ، وَأَخَذُوا مِنْهَا مَا أَخَذَهُ الْجَبَابِرَةُ الْمُتَکَبِّرُونَ، ثُمَّ انْقَلَبُوا عَنْهَا بِالزَّادِ الْمُبَلِّغِ، وَالْمَتْجَرِ الرَّابِحِ، أَصَابُوا لَذَّةَ زُهْدِ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ، وَت َيَقَّنُوا أَنَّهُمْ جِيرَانُ اللهِ غَداً فِي آخِرَتِهِمْ، لاَ تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ، وَلاَ يَنْقُصُ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنْ لَذَّة. فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللهِ الْمَوْتَ وَقُرْبَهُ، وَأَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ، فَإِنَّهُ يَأْتِي بِأَمْرٍ عَظِيم، وَخَطْبٍ جَلِيلٍ، بِخَيْرٍ لاَ يَکُونُ مَعَهُ شَرٌّ أَبَداً، أَوْ شَرٍّ لاَ يَکُونُ مَعَهُ خَيْرٌ أَبَداً، فَمَنْ أَقْرَبُ إِلَي الْجَنَّةِ مِنْ عَامِلِهَا! وَمَنْ أَقْرَبُ إِلي النَّارِ مِنْ عَامِلِهَا! وَأَنْتُمْ طُرَدَاءُ الْمَوْتِ، إِنْ أَقَمْتُمْ لَهُ أَخْذَکُمْ، وَإِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُ أَدْرَککُمْ، وَهُوَ أَلْزَمُ لَکُمْ مِنْ ظِلِّکُمْ، الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَوَاصِيکُمْ، وَالدُّنْيَا تُطْوَي مِنْ خَلْفِکُمْ. فَاحْذَرُوا نَاراً قَعْرُهَا بَعِيدٌ، وَحَرُّهَا شَدِيدٌ، وَعَذَابُهَا جَدِيدٌ، دَارٌ لَيْسَ فِيها رَحْمَةٌ، وَلاَ تُسْمَعُ فِيهَا دَعْوَةٌ، وَلاَ تُفَرَّجُ فِيهَا کُرْبَهٌ. وَإِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ يَشْتَدَّ خَوْفُکُمْ مِنَ اللهِ، وَأَنْ يَحْسُنَ ظَنُّکُمْ بِهِ، فَاجْمَعُوا بيْنَهُمَا، فَإِنَّ الْعَبْدَ إِنَّمَا يَکُونُ حُسْنُ ظَ نِّهِ بِرَبِّهِ عَلَي قَدْرِ خَوْفِهِ مِنْ رَبِّهِ، وَإِنَّ أَحْسَنَ النَّاسِ ظَنّاً بِاللهِ أَشَدُّهُمْ خَوْفاً لله. وَاعْلَمْ ـ يَا مُحَمَّدُ بْنَ أَبِي بَکْرٍ ـ أَنِّي قَدْ وَلَّيْتُکَ أَعْظَمَ أَجْنَادِي فِي نَفْسِي أَهْلَ مِصْرَ، فَأَنْتَ مَحْقُوقٌ أَنْ تُخَالِفَ عَلَي نَفْسِکَ، وَأَنْ تُنَافِحَ عَنْ دِينِکَ، وَلَوْ لَمْ يَکُنْ لَکَ إِلاَّ سَاعَةٌ مِنَ الدَّهْرِ، وَلاَ تُسْخِطِ اللهَ بِرِضَي أَحَد مِنْ خَلْقِهِ، فَإِنَّ فِي اللهِ خَلَفاً مِنْ غَيْرِهِ، وَلَيْسَ مِنَ اللهِ خَلَفٌ فِي غَيْرِهِ. صَلِّ الصَّلاَةَ لِوَقْتِهَا الْمُوَقَّتِ لَهَا، وَلاَ تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغ، وَلاَ تُؤْخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِإِشْتِغَالٍ، وَاعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاَتِکَ. ومنه: فَإِنَّهُ لاَ سَوَاءَ، إِمَامُ الْهُدَي وَإِمَامُ الرَّدَي، وَوَلِيُّ النَّبِيِّ وَعَدُوُّ النَّبِيِّ، وَلَقَدْ قَالَ لِي رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ: (إِنِّي لاَ أَخَافُ عَلَي أُمَّتِي مُؤْمِناً وَلاَ مُشْرِکاً، أَمَّا الْمُؤمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللهُ بِإِيمَانِهِ، وَأَمَّا الْمُشْرِکُ فَيَقْمَعُهُ اللهُ بِشِرْکِهِ. لکِنِّي أَخَافُ عَلَيْکُمْ کُلَّ مَنَافِقِ الْجَنَانِ، عَالِمِ اللِّسَانِ، يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ،وَيَفْعَلُ مَا تُنْکِرُونَ).
اخلاق اجتماعي با مردم فروتن باش، نرمخو و مهربان باش، گشاده‌رو و خندان باش، در نگاههايت، و در نيم‌نگاه و خيره شدن به مردم به تساوي رفتار کن، تا بزرگان در ستمکاري تو طمع نکنند، و ناتوانها در عدالت تو مايوس نگردند، زيرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان پرسش مي‌کند، اگر کيفر دهد شما استحقاق بيش از آن را داريد، و اگر ببخشد از بزرگواري اوست.
اعتدال‌گرايي زاهدان آگاه باشيد، اي بندگان خدا، پرهيزکاران از دنياي زودگذر به سلامت گذشتند و آخرت جاودانه را گرفتند، با مردم دنيا در دنياشان شريک گشتند، اما مردم دنيا در آخرت آنها شرکت نکردند، پرهيزکاران در بهترين خانه‌هاي دنيا سکونت کردند، و بهترين خوراکهاي دنيا را خوردند، و همان لذتهايي را چشيدند که دنياداران چشيده بودند، و از دنيا بهره گرفتند آنگونه که سرکشان و متکبران دنيا بهره‌مند بودند. سپس از اين جهان با زاد و توشه فراوان، و تجارتي پرسود، به سوي آخرت شتافتند، لذت پارسايي در ترک حرام دنيا را چشيدند، و يقين داشتند در روز قيامت از همسايگان خدايند، جايگاهي که هر چه درخواست کنند، داده مي‌شود، و هر گونه لذتي در اختيارشان قرار دارد. ضرورت ياد مرگ اي بندگان خدا! از مرگ و نزديک بودنش بترسيد، و آمادگيهاي لازم را براي مرگ فراهم کنيد، که مرگ جرياني بزرگ و مشکلي سنگين به همراه خواهد آورد، يا خيري که پس از آن شري وجود نخواهد داشت، و يا شري که هرگز نيکي با آن نخواهد بود، پس چه کسي از عمل‌کننده براي بهشت، به بهشت نزديکتر؟ و چه کسي از عمل‌کننده براي آتش، به آتش نزديکتر است؟ شما همه شکار آماده مرگ مي‌باش يد، اگر توقف کنيد شما را مي‌گيرد، و اگر فرار کنيد به شما مي‌رسد، مرگ از سايه شما به شما نزديک‌تر است، نشانه مرگ بر پيشاني شما زده شد، دنيا پشت سر شما در حال درهم پيچيده شدن است، پس بترسيد از آتشي که ژرفاي آن زياد، و حرارتش شديد، و عذابش نو به نو وارد مي‌شود، در جايگاهي که رحمت در آن وجود ندارد، و سخن کسي را نمي‌شنوند، و ناراحتيها در آن پايان ندارد، اگر مي‌توانيد که ترس از خدا را فراوان، و خوشبيني خود را به خدا نيکو گردانيد، چنين کنيد، هر دو را جمع کنيد، زيرا بنده خدا خوش‌بيني او به پروردگار بايد به اندازه ترسيدن او باشد، و آن کس که به خدا خوش‌بين است بايد بيشتر از همه از کيفر الهي بترسد.
اخلاق مديران اجرايي اي محمد بن ابي‌بکر! بدان، که من تو را سرپرست بزرگترين لشکرم يعني لشکر مصر، قرار دادم، بر تو سزاوار است که با خواسته‌هاي دل مخالفت کني، و از دين خود دفاع نمايي، هر چند ساعتي از عمر تو باقي نمانده باشد، خدا را در راضي نگهداشتن مردم به خشم نياور، زيرا خشنودي خدا جايگزين هر چيزي بوده اما هيچ چيز جايگزين خشنودي خدا نمي‌شود، نماز را در وقت خودش بجاي آر، نه اينکه در بيکاري زودتر از وقتش بخواني، و به هنگام درگيري و کار آن را تاخير بياندازي، و بدان که تمام کردار خوبت در گرو نماز است.
(قسمتي از نامه) امام هدايتگر، و زمامدار گمراهي هيچگاه مساوي نخواهند بود، چنانکه دوستان پيامبر (ص) و دشمنانش برابر نيستند، پيامبر اسلام (ص) به من فرمود: (بر امت اسلام، نه از مومن و نه از مشرک هراسي ندارم، زيرا مومن را ايمانش باز داشته، و مشرک را خداوند به جهت شرک او نابود مي‌سازد، من بر شما از مرد منافقي مي‌ترسم که دروني دوچهره، و زباني عالمانه دارد، گفتارش دلپسند و رفتارش ناپسند است.