نامه های نهج البلاغه حضرت علی علی السلام
در پاسخ نامه معاويه

برای مشاهده متن و ترجمه نامه های نهج البلاغه


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


‿︵❀❀❀❀❀❀‿‿︵



ومن کتاب له عليه السلام
إلي معاوية، جواباً عن کتابٍ منه إليه
وَأَمَّا طَلَبُکَ إِلَيَّ الشَّامَ، فَإِنِّي لَمْ أَکُنْ لِأُعْطِيَکَ الْيَوْمَ مَا مَنَعْتُکَ أَمْسِ. وَأَمَّا قَوْلُکَ: إِنَّ الْحَرْبَ قَدْ أَکَلَتِ الْعَرَبَ إِلاَّ حُشَاشَاتِ أَنْفُسٍ بَقِيَتْ، أَلَا وَمَنْ أَکَلَهُ الْحَقُّ فَإِلَي الْجَنَّةِ،مَنْ أَکَلَهُ الْبَاطِلُ فَإِلَي النَّارِ. وَأَمَّا اسْتِوَاؤُنَا فِي الْحَرْبِ والرِّجَالِ، فَلَسْتَ بِأَمْضَي عَلَي الشَّکِّ مِنِّي عَلَي الْيَقِينِ، وَلَيْسَ أَهْلُ الشَّامِ بِأَحْرَصَ عَلَي الدُّنْيَا مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ عَلَي الْآخِرَةِ. وَأَمَّا قَوْلُکَ: إِنَّا بَنُوعَبْدِ مَنَافٍ، فَکَذلِکَ نَحْنُ، وَلکِنْ لَيْسَ أُمَيَّةُ کَهَاشِمَ، وَلاَ حَرْبٌ کَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَلاَ أَبُوسُفْيَانَ کَأَبِي طَالِبٍ، وَلاَ المُهَاجرُ کَالطَّلِيقِ، وَلاَ الصَّرِيحُ کَاللَّصِيقِ، وَلاَ الْمُحِقُّ کَالْمُبطِلِ، وَلاَ الْمُؤْمِنُ کَالْمُدْغِلِ. وَلَبِئْسَ الْخَلَفُ خَلَفٌ يَتْبَعُ سَلَفاً هَوَي فِي نَارِ جَهَنَّمَ. وَفِي أَيْدِينَا بعْدُ فَضْلُ النُّبُوَّةِ الَّتِي أَذْلَلْنَا بِهَا الْعَزِيزَ، وَنَعَشْنَا بِهَا الذَّل ِيلَ. وَلَمَّا أَدْخَلَ اللهُ الْعَرَبَ فِي دِينِهِ أَفْوَاجاً، وَأَسْلَمَتْ لَهُ هذِهِ الْأُمَّةُ طَوْعاً وَکَرْهاً، کُنْتُمْ مِمَّنْ دَخَلَ فِي الدِّينِ: إِمَّا رَغْبَةً وَإِمَّا رَهْبَةً، عَلَي حِينَ فَازَ أَهْلُ السَّبْقِ بِسَبْقِهِمْ، وَذَهَبَ الْمُهَاجِرُونَ الْأََوَّلُونَ بِفَضْلِهِمْ. فَلاَ تَجْعَلَنَّ لِلشَّيْطَانِ فِيکَ نَصِيباً، وَلاَ عَلَي نَفْسِکَ سَبِيلاً، وَالسَّلاَمُ.
افشاي چهره بني‌اميه و فضائل اهل بيت (ع) معاويه! اينکه خواستي شام را به تو واگذارم، همانا من چيزي را که ديروز از تو باز داشتم، امروز به تو نخواهم بخشيد، و اما سخن تو که جنگ، عرب را جز اندکي، بکام خويش فرو برده است، آگاه باش، آن کس که بر حق بود، جايگاهش بهشت، و آنکه بر راه باطل بود در آتش است. اما اينکه ادعاي تساوي در جنگ و نفرات جهادگر کرده‌اي، بدان، که رشد تو در شک به درجه کمال من در يقين نرسيده است، و اهل شام بر دنيا حريص‌تر از اهل عراق به آخرت نيستند. فضائل عترت پيامبر (ص) و اينکه ادعا کردي ما همه فرزندان (عبدمناف) هستيم، آري چنين است، اما جد شما (اميه) چونان جد ما (هاشم) و (حرب) همانند (عبدالمطلب) و (ابوسفيان) مانند (ابوطالب) نخواهند بود، هرگز ارزش مهاجران چون اسيران آزادشده نيست، و حلال‌زاده همانند حرام‌زاده نمي‌باشد، و آنکه بر حق است با آنکه بر باطل است را نمي‌توان مقايسه کرد، و مومن چون مفسد نخواهد بود، و چه زشتند آنان که پدران گذشته خود را در ورود به آتش پيروي کنند. از همه که بگذريم، فضيلت نبوت در اختيار ماست که با آن عزيزان را ذليل، و خوارشدگان را بزرگ کرديم، و آنگاه که خداوند امت عرب را فوج فوج به دين اسلام درآورد، و اين امت در برابر دين يا از روي اختيار يا اجبار تسليم شد، شما خاندان ابوسفيان، يا براي دنيا و يا از روي ترس در دين اسلام وارد شديد، و اين هنگامي بود که نخستين اسلام‌آورندگان بر همه پيشي گرفتند، و مهاجران نخستين ارزش خود را باز يافتند، پس اي معاويه شيطان را از خويش بهره‌مند، و او را بر جان خويش راه مده. با درود.