شعر زیبای مرحوم ژولیده الهی بهـر قربانی بـه درگاهت سر آوردم
الهی بهـر قربانی بـه درگاهت سر آوردم نـه تنها سر برایت بلکه از سر بهتر آوردم
پی احیای قد قامت بـه ظهر روز عاشورا بـــرای گـفتن الله اکبر، اکبر آوردم
عـلی را در غدیر خم نبی بگرفت روی دست ولی مـن روی دست خود علیّ اصغر آوردم
بــرای آن کـه هم دردی کنم با مادرم زهرا برای خوردن سیلی سه ساله دختر آوردم
برای کشتن دونان بـه دشت کربلا یـا رب چو عـباس همایـون فـر امیر لشگـر آوردم
اگر با کشتن من دین تو جاوید می گردد برای خنجر شمر ستمگر حنجر آوردم
به پاس حرمت بوسیدن لب های پیغمبر لبانی تشنه یا رب بهر چوب خیزر آوردم
بــرای آن کـه قـرآنت نگـردد پایمال خصم بــرای سُمّ مـرکب هـا خدایـا پیکـر آوردم
حسن را گر که از لخت جگر آکنده شد تشتی مـن اینک سر برای زینت تـشت زر آوردم
من ژولیده می گویم حسین بن علی گفتا خدایا بهر قربانی به درگاهت سر آوردم!
مرحوم ژولیده ی نیشابوری
ستاد بازسازی عتبات عالیات نایین