متن کامل خطبه های نهج البلاغه + ترجمه

درباره تقوا

برای مشاهده متن و ترجمه خطبه های نهج البلاغه


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


‿︵❀❀❀❀❀❀‿‿︵


ومن خطبة له عليه السلام
في مقاصد أُخري
فَإِنَّ تَقْوَي اللهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ، وَذَخِيرَةُ مَعَادٍ، وَعِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَةٍ، وَنَجَاةٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَةٍ، بِهَا يَنْجَحُ الطَّالِبُ، وَيَنْجُوا الْهَارِبُ، وَتُنَالُ الرَّغَائِبُ.
فضل العمل
فَاعْمَلُوا وَالْعَمَلُ يُرْفَعُ، وَالتَّوْبَةُ تَنْفَعُ، وَالدُّعَاءُ يُسْمَعُ، وَالْحَالُ هَادِئَةٌ، وَالْأَقْلامُ جَارِيَةٌ.وَبَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ عُمُراً نَاکسِاً، أَوْ مَرَضاً حَابِساً، أَوْ مَوْتاً خَالِساً، فَإِنَّ الْمَوْتَ هَادِمُ لَذَّاتِِکُمْ، وَمُکَدِّرُ شَهَوَاتِکُمْ، وَمُبَاعِدُ طِيَّاتِِکُمْ، زَائِرٌ غَيْرُ مَحْبُوبٍ، وَقِرْنٌ غَيْرُ مَغْلُوبٍ، وَوَاترٌ غَيْرُ مَطْلُوبٍ، قَدْ أَعْلَقَتْکُمْ حَبَائِلُهُ، وَتَکَنَّفَتْکُمْ غَوَائِلُهُ، وَأَقْصَدَتْکُمْ مَعَابِلُهُ، وَعَظُمَتْ فِيکُمْ سَطْوَتُهُ، وَتَتَابَعَتْ عَلَيْکُمْ عَدْوَتُهُ، وَقَلَّتْ عَنْکُمْ نَبْوَتُهُ، فَيُوشِکُ أَنْ تَغْشَاکُمْ دَوَاجِي ظُلَلِهِ، وَاحْتِدَامُ عِلَلِهِ، وَحَنَادِسُ غَمَرَاتِهِ، وَغَوَاشِي سَکَرَاتِهِ، وَأَلِيمُ إِرْهَاقِهِ، وَدُجُوُّ أَطْبَاقِهِ، وَجُشُوبَةُ مَذَاقِهِ. فَکَأَنْ قَدْ أَتْاکُمْ بَغْتَةً فَأَسْکَتَ نَجِيَّکُمْ، وَفَرَّقَ نَدِيَّکُمْ، وَعَفَّي آثَارَکُمْ، وَعَطَّلَ دِيَارَکُمْ، وَبَعَثَ وُرَّاثَکُمْ، يَقْتَسِمُونَ تُرَاثَکُمْ، بَيْنَ حَمِيمٍ خَاصٍّ لَمْ يَنْفَعْ، وَقَرِيبٍ مَحْزُونٍ لَمْ يَمْنَعْ، وَآخَرَ شَامِتٍ لَمْ يَجْزَعْ.
فضل الجد
فَعَلَيْکُمْ بِالْجِدِّ وَالْإِجْتِهَادِ، وَالتَّأَهُّبِ وَالْإِسْتِعْدَادِ، وَالتَّزَوُّدِ فِي مَنْزِلِ الزَّادِ. وَلاَ تَغُرَّنَّکُمُ الدُّنْيَا کَمَا غَرَّتْ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ، وَالْقُرُونِ الْخَالِيَةِ، الَّذِينَ احْتَلَبُوا دِرَّتَهَا، وَأصَابُوا غِرَّتَهَا، وَأَفْنَوْا عِدَّتَهَا، وَأَخْلَقُوا جِدَّتَهَا، أَصْبَحَتْ مَسَاکِنُهُمْ أَجْدَاثاً، وَأَمْوَالُهُمْ مِيرَاثاً. لاَ يَعْرِفُونَ مَنْ أَتَاهُمْ، وَلاَ يَحْفِلُونَ مَنْ بَکَاهُمْ، وَلاَ يُجِيبُونَ مَنْ دَعَاهُمْ. فَاحْذَرُوا الدُّنْيَا فَإِنَّهَا غَدَّارَةٌ غَرَّارَةٌ خَدُوعٌ، مُعْطِيَةٌ مَنُوعٌ، مُلْبِسَةٌ نَزُوعٌ، لاَ يَدُومُ رَخَاؤُهَا، وَلاَ يَنْقَضِي عَنَاؤُهَا، وَلاَ يَرْکُدُ بَلاَؤُهَا. منها في صفة الزّهاد: کَانُوا قَوْماً مِنْ أَهْلِ الدُّنْيَا وَلَيْسُوا مِنْ أَهْلِهَا، فَکَانُوا فِيهَا کَمَنْ لَيْسَ مِنْهَا، عَمِلُوا فِيهَا بَمَا يُبْصِرُونَ، وَبَادَرُوا فِيهَا مَا يَحْذَرُونَ، تَقَلَّبُ أَبْدَانُهُمْ بَيْنَ ظَهْرَانَيْ أَهْلِ الْآخِرَةِ، يَرَوْنَ أَهْلَ الدُّنْيَا يُعَظِّمُونَ مَوْتَ أَجْسَادِهِمْ وَهُمْ أَشدُّ إِعْظَاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ أَحْيَائِهِمْ.
پرهيزکاري و عمل همانا ترس از خدا کليد هر در بسته، و ذخيره رستاخيز، و مايه آزادگي از هرگونه بردگي، و عامل نجات از هرگونه هلاکت است، در پرتو پرهيزکاري، تلاشگران پيروز، پرواکنندگان از گناه رستگار، و به هر آرزويي مي‌توان رسيد. مردم! عمل کنيد که عمل نيکو به سوي خدا بالا مي‌رود، و توبه سودمند است، و دعا به اجابت مي‌رسد، و آرامش برقرار، و قلمهاي فرشتگان در جريان است، به اعمال نيکو بشتابيد پيش از آنکه عمرتان پايان پذيرد، يا بيماري مانع شود، و يا تير مرگ شما را هدف قرار دهد. ضرورت ياد مرگ زيرا مرگ نابودکننده لذتها، تيره‌کننده خواهشهاي نفساني، و دورکننده اهداف شماست، مرگ ديدارکننده‌اي ناخشنود، هماوردي شکست ناپذير و کينه‌توزي است که بازخواست نمي‌شود، دامهاي خود را هم اکنون بر دست و پاي شما آويخته، و سختي‌هايش شما را فرا گرفته، و تيرهاي خود را به سوي شما پرتاب کرده است. قهرش بزرگ، و دشمني او پياپي و تيرش خطا نمي‌کند. چه زود است که سايه‌هاي مرگ، و شدت دردهاي آن، و تيرگيهاي لحظه جان کندن، و بيهوشي سکرات مرگ، و ناراحتي و خارج شدن روح از بدن، و تاريکي چشم پوشيدن از دنيا، و تلخي خاطره‌ها، شما را فرا گيرد. پس ممکن است ناگهان مرگ بر شما هجوم آورد، و گفتگوهايتان را خاموش، و جمعيت شما را پراکنده، و نشانه‌هاي شما را نابود، و خانه‌هاي شما را خالي، و ميراث‌خواران شما را برانگيزد تا ارث شما را تقسيم کنند، آنان يا دوستان نزديکند که به هنگام مرگ نفعي نمي‌رسانند، يا نزديکان غمزده‌اي که نمي‌توانند جلوي مرگ را بگيرند، يا سرزنش‌کنندگاني که گريه و زاري نمي‌کنند. سفارش به نيکوکاري بر شما باد به تلاش و کوشش، آمادگي و آماده شدن، و جمع آوري زاد و توشه آخرت در دوران زندگي دنيا، دنيا شما را مغرور نسازد، چنانکه گذشتگان شما، و امتهاي پيشين را در قرون سپري‌شده مغرور ساخت، آنان که دنيا را دوشيدند، به غفلت‌زدگي در دنيا گرفتار آمدند، فرصتها را از دست دادند، و تازه‌هاي آن را فرسوده ساختند، سرانجام خانه‌هايشان گورستان، و سرمايه‌هايشان ارث اين و آن گرديد، آن را که نزديکشان رود نمي‌شناسند، و به گريه‌کنندگان خود توجهي ندارند، و نه دعوتي را پاسخ مي‌گويند. مردم! از دنياي حرام بپرهيزيد، که حيله‌گر و فريبنده و نيرنگباز است، بخشنده‌اي بازپس گيرنده، و پوشنده‌اي برهنه‌کننده است، آسايش دنيا بي‌دوام، و سختي‌هايش بي‌پايان، و بلاهايش دائمي است.
دنيا و زاهدان زاهدان گروهي از مردم دنيايند که دنياپرست نمي‌باشند، پس در دنيا زندگي مي‌کنند اما آلودگي دنياپرستان را ندارند، در دنيا با آگاهي و بصيرت عمل مي‌کنند، و در ترک زشتي‌ها از همه پيشي مي‌گيرند، بدنهايشان بگونه‌اي در تلاش و حرکت است که گويا ميان مردم آخرتند، اهل دنيا را مي‌نگرند که مرگ بدنها را بزرگ مي‌شمارند، اما آنها مرگ دلهاي زندگان را بزرگتر مي‌دانند.